نویسنده جدید و قسمت اول داستان

سلام بچه ها
من نویسنده جدید بلاگ متین هستم
امیدوارم از داستانام خوشت بیاد و همینطور اگر نظر یا انتقادی دارید حتما بهم بگید.

---------------------------------------------------------------------------------

اطلاعت داستان

نام داستان :عشق = نفرت
نوسنده:خودم و دوستم نیلوفر
ژانر:عاشقانه

نقش های اصلی مرد:چویی شی وون / لی دونگهه( اعضای گروه سوپر جونیور)
نقش های اصلی زن:چویی سویونگ/ کیم ته یئون( اعضای گروه گرلز جنریشن)


برای خوندن قسمت اول داستان برید ادامه







پارت 1



سلام :فکر کنم منو بشناسین؛من چویی شی وون عضو گروه سوپرجونیور از کمپانی اس ام هستم

خیلی وقته دوست داشتم داستان زندگیمو بنویسم اینکه چطور اونو دیدم...حالا توی داستان می

 فهمید (اون) کیه...راستی من توی این داستان تنها نیستم چون این داستان عشق دوستم دونگهه هم هست.

خب بهتره شروع کنیم،داستان از اینجا شروع میشه که....

 

 

از زبان چویی شی وون

 

شی وون:اوووف چه روز مضخرفیه...اصلا  حال اجرای کنسرتو ندارم،دلیلش اینه که امروز از سر بی

 احتیاطی تصادف کردمو الان پام  خیلی درد می کنه ،کلی هم جریمه دادم ...از همه بدتر تصادفمو

 رسانه ای کردن ؛امیدوارم کمپانی بهم گیر نده.

(صدای زنگ گوشی)

عه گوشیم کو ؟...داره خودشو میکشه....آها پیداش کردم

شی وون:الو...

یسونگ:سلام یسونگم،کجایی تو؟؟؟بیا دیگه دیرشد همه منتظر توایم

شی وون:ای بابا دارم میام دیگه...بای

از امشب خوشم نمیاد دلیلشم اینه که از دخترا خوشم نمیاد...آخه امشب قراره با یه مشت دختر

 کنسرت بدیم...هوووف انقدر از گروه های دختر بدم میاد ...مخصوصا گرلزجنریشن ؛واقعا اهنگ

love is))امشبمون با وجود اونا حیف میشه.

(صدای زنگ گوشی)

شی وون:دوباره چیه؟؟

هیچول:کجایی؟؟همه حاضرن بجز تو ...بیا دیگه الان باید شروع کنیم

شی وون:تو راهم ...دارم میام؛تو هم انقدر عجله نداشته باش که با اون دخترا تو صحنه برقصی...بای

 

با هزار بدبختی خودمو رسوندم به محل کنسرت ...همین که رسیدم کیوهیون با عجله اومد جلو و گفت:کجایی پسر؟بدو بیا داره شروع میشه

من با اینکه می لنگیدم خودمو سریع رسوندم داخل تا برم اتاق گریم و اماده بشم.پشت صحنه همه

 بودن ،هم بچه های خودمون و هم اون دختررای جنریشن که میخواستیم با هم اجرا کنیم.

 

تو اتاق گریم  دونگهه لباسای اجرا رو که یه پیرن براق سرمه ای با یه شلوار جذب و یه کروات مشکی

 بود رو به من داد و گفت:چی شده رفیق ؟چرا اعصابت به هم ریخته؟نکنه برای اون دخترراس!

شی وون در حالی که لباس می پوشید:اره دقیقا هم به خاطر اوناس

دونگهه:انقدر جدی نگیر ،چون یه بار یه دختر تو رو ول کرده دلیل نمیشه از همه دخترا بدت بیاد و در

 ضمن با هیونگت (برادر بزرگترت) اینطوری حرف بزنی...خیلی ریخته بود به هم

شی وون:واقعا؟حالا کجاست؟

دونگهه:تو اتاق گریم اونور راهروعه

شی وون:باشه ...من برم باهاش حرف بزنم ..راستی منو یاد اون دختره ننداز ...فکر کنم قبلا بهت گفته بودم

دونگه:اااها باشه

 

 





موضوع: love= hatred،

[ شنبه 24 شهریور 1397 ] [ 11:26 ق.ظ ] [ mãtiñ ]

[ نظرات() ]