Beautiful Love_Ep20

سلاااممم
وای باورم نمیشه قسمت 20 داستانمم
بفرمایین ادامه
نظر بارونم کنیداااا

Mounting created Bloggif

برگشتم سمت صدا ...
چندتا مرد با هیکلایی نسبتا درشت و قدی بلند پشت سرم بودن ....
لبخندی کریح روی لباشون داشتن ...
یکیشون کمی نزدیکتر اومد و سوت بلندی زد و گفت: خانمی ب این زیبایی این موقع شب کجا میره؟!...
دندونامو روی هم فشار دادم و در کسری از ثانیه سیلی محکمی تو صورتش کوبوندم ک باعث شد سرش ب سمت چپ کج شد ... 
اون دوتای دگ هم شوکه شدن .... دستشو روی صورتش گذاشت و با اخم نگاهی بهم انداخت و منم پا تند کردم ک فرار کنم ک فریاد زنان گفت: اون دختره آشغال رو بگیریددددددد.....
سریع بهم رسیدن و هلم دادن و با صورت خوردم زمین ....
بازوهامو گرفتن و بردنم سمت دیوار .... خواستم جیغ بزنم ک یکیشون دستشو گذاشت رو دهنم و اونی ک بهش سیلی زده بودم با قدمایی آروم و لبخندی کریح سمتم میومد ....
دست و پا زدم .... اما نتونستم خودمو از چنگ دستاشون نجات بدم یا حداقل جیغ بزنم....
بهم رسید و روبروم نشست و چاقویی رو از جیبش درآورد و سمت صورتم گرفت...
ب معنای واقعی می‌تونستم بگم ترسیده بودم و نمیدونستم چیکار کنم...
_نظرت چیه ی خط روی این صورت خوشگلت بندازم؟! ....
من فقط از ترس نگاه میکردم و نمیدونستم چیکار کنم.... فقط دعا میکردم ک یکی پیدا بشه ..
با دستش انگشتای دست راستمو گرفت .... اما یکی از اونا هنوز مچمو گرفته بود و نمیتونستم کاری کنم.... 
_بهتره این انگشتاتو ببرم ... حداقل....
+دستت بهش بخوره گردنتو میشکنم....
به سمت صدایی ک آشنا بود برگشتم...کیو جونگ بود .... حس کردم نفس ب ریه هام برگشت .... میدونستم نجاتم میده ...
مردی ک روبروم بود نگاهی ب کیو جونگ انداخت و  ایستاد و با پوسخند و لحنی مسخره گفت: هه فکر کردی سوپرمنی ک جلوی سه تا آدم کله خراب وایمیستی ؟ آآآآ نکنه (انگشت کوچیکه رو بالا گرفت و ادامه داد) نامزدشی ک ادای قهرمانا رو درمیاری؟! و بعد قهقهه زد....
کیو جونگ نتونست تحمل کنه و با مشتش محکم کوبید تو دهن اون مرد... اونقدر محکم زد ک باعث شد بیفته زمین ....
منو بلند کردن و یکیشون دوتا دستمو از پشت نگه داشت و با پاش زد پشت زانوهام ک باعث شد با زانو بیفتم زمین...
اون یکی رفت سمت اونی ک زمین افتاده بود و گفت: جی وو حالت خوبه؟!
اون مرد دستشو برد سمت صورتشو دهن خونیشو پاک کرد و گفت: من خوبم حساب اون عوضی رو برس...
اون هم هجوم آورد سمت کیو جونگ.... مدام همدیگه رو کتک میزدن....
درد بدی رو پشت زانوهام حس میکردم .... زانو‌هام میسوخت... 
کیو جونگ همزمان با دونفر داشت کتک کاری میکرد .... 
داشت با اون مردی ک ظاهراً اسمش جی وو بود کتک کاری میکرد ک یدفه اونی ک روی زمین افتاده بود بلند شد و ی میله ک روی زمین افتاده بود و نمی‌دونم از کجا اومده بود رو برداشت و سمت کیوجونگ هجوم برد ....
صدای ضربه میله به کمر کیو جونگ و جیغ زدن من درهم پیچید و کیو جونگ روی زمین افتاد....
اشک از روی گونه‌هام سر خورد .... معلوم نیست چ بلایی قراره سر من بیاد ....
ینی هیچکس اینجا نیست ک کمکمون کنه ....
ب کیو جونگی ک روی زمین افتاده بود نگاه میکردم و از ترس فقط گریه میکردم ....
مردی که میله آهنی ک دستش بود رو زمین انداخت و همزمان با افتادن میله رعد و برق گوشخراشی زده شد و کم کم قطرات بارون روی زمین می افتادن ....
هیچ وقت فکر نمی‌کردم اولین بارون پاییزی رو اینجوری حس کنم...
اون دوتا مرد داشتن سمتم میومدن...
اونی ک منو گرفته بود گفت: اینو چیکارش کنیم رییس!!؟...
چونمو توی دستش گرفت و با لحن تمسخرآمیز گفت: ترسیدی؟ نگران نامزدتی؟؟

♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
(کیو جونگ)
وقتی جینا رفت برگشتم تو اتاقم تا موبایلمو چک کنم اما یهو دیدم موبایل جینا هم اینجاس... چون تازه رفته بود سریع موبایلشو برداشتم و سوییشرتمو از روی چوب لباسی برداشتم و از خونه زدم بیرون و پله ها رو سریع پایین رفتم...
سمت چپم بن‌بست بود پس مطمئنن از سمت راست رفته....
وقتی ب سر کوچه رسیدم نگاهی ب چپ انداختم ولی کسی نبود .... 
سمت راست رو ک نگاه کردم دیدم ی نفر افتاده رو زمین و دو نفر کنارشن و یکهو فریاد زد"اون دختره آشغال رو بگیرید"....
آروم آروم رفتم اون سمت ک ببینم چه خبره ....
وقتی رسیدم چیزی ک می‌دیدم غیر قابل باور بود ....
دوتا عوضی جینا رو گرفته بودن و ی عوضی دگ چاقویی رو سمت صورت جینا گرفته بود ...
نفهمیدم چی شد .... چ اتفاقی افتاد .... اما من بودم و دوتا عوضی ای ک تا سرحد مرگ همدیگه رو میزدیم....
وقتی این دوتا عوضی افتادن زمین خواستم سمت جینا برم تا نجاتش بدم ک یکیشون بلند شد و دوباره شروع کردیم ب کتک کاری .... گرم زدن همدیگه بودیم ک ضربه محکمی ب کمرم خورد و درد توی مغز و استخونم پیچید و زانوهایم سست شدن و افتادم زمین و فقط صدای جیغای جینا توی گوشم پیچید و بعد سیاهی مطلق...
.
.
.
اوه اوه.... داستان حساس شد
بنظرتون چی میشه؟؟!
کی جینا رو نجات میده؟!؟
چ اتفاقی برای کیوجونگ میفته؟!
نظر فراموش نشه تااا قسمت بعد بای بای...










موضوع: Beautiful Love،

[ یکشنبه 28 مرداد 1397 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ røyã ]

[ نظرررررر میخااممم() ]