Beautiful Love_Ep19

سلام
شرمنده همتونم
اوضاع نت داغونه
چند روز دگ هم تموم میشه
اما فعلا تا تموم نشه هرروز آپ میکنم
بفرمایین ادامه

(هانا)
دیشب وقتی یونا داشت مرخص میشد کیم کیو جونگ شمارمو گرفت... چون کیم هیون جونگ میخاست ساعت دقیق رفتن ب کتابخونه رو بگه...
آخر شب وقتی خواستم بخابم بهم پیام داد... " فردا ساعت 9:30 کتابخونه میونگ سی"...
آلارم گوشیمو تنظیم کردم برای 7 صبح.....
دیروز حموم رفته بودم و لازم نبود الان دوش بگیرم... صبحونه خوردم و لباسامم پوشیدم...
یونا و جینا خواب بودن و منم خیلی یواش راه میرفتم تا بیدار نشن...
وقتی کارم تموم شد ساعت 8:24 دقیقه بود...
از در خونه بیرون زدم و ی تاکسی گرفتم....
تیپ هانا↓


وقتی رسیدم کتابخونه نسبتا خلوت بود... 
دقیقا راس ساعت 9 رسید .... حدودا سه ساعت داشتیم مطالعه میکردیم .... دگ خسته شده بودم ... گشنمم شده بود... سرمو گذاشتم رو میز ک نگاهی بهم انداخت و آروم گفت: چی شده؟!
با لبایی آویزون و صدایی خسته گفتم: خستم....گشنمه... دیگه نمیتونم بخونم و بنویسم...
خنده‌ای کرد و دستشو جلو آورد و جلوی موهامو یکم بهم ریخت و بعد بلند شد....
.... ... وایییی....چیکار کرد... هنگ کردم...  وقتی از روی صندلی بلند شد گفت: من میرم ماشینو بیارم بریم ی چیزی بخوریم و بعد ب کتابا و برگه های روی میز اشاره کرد و گفت: تو هم اینا رو جمع کن و بیا بیرون... و بعد رفت...
از این کاری ک کرد خجالت کشیدم... ایششش ... پسره پررو...

♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
(کیو جونگ)
حین کار چندبار موبایلم زنگ خورد... از همون زنگایی ک جواب ندادنش ب نفعم بود ...
باز زنگ خورد .... پوفی کشیدم و نگاهی ب موبایلم انداختم... یونگ سنگ بود...
_بله؟!
+....
_ نمیتونم بیام 
+....
_آره...
+....
_باشه...خونم .... جایی نمیرم... هروقت تونستی بیا 
+...
_فعلا!....

_اگه میخای جایی بری من میتونم برم تا ب کارات برسی
لبخندی ب جینا زدم و گفتم: ن چیز مهمی نبود ....

♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
(جینا)
کلی رو تحقیقمون کار کردیم .... اونقدری ک نفهمیدیم ساعت 9 و خورده ای  شده .... کیو جونگ برای شام پیتزا سفارش  داد ... اوپس...باز پیتزا ... ظهر خوردمممم....
اما خب گشنم بود و مجبور بودم بخورم....
بعد شام زود وسایلامو جمع کردم ک برم خونه... دگ دیر شده بود .... 
بعد از خداحافظی از خونش بیرون اومدم ...
ماشین یکم دور بود و باید یکم راه میرفتم ...
هوا کاملا تاریک بود و یکمم سرد بود....
_wwwooooowwwww ... ببینید کی اینجاس !!
برگشتم سمت صدا ....
.
.
.
ببخشید کم بود...
بنظرتون چ اتفاقاتی میفته؟
شخصیت مورد علاقتون تا اینجا کیه؟
وقتی ب این سوالات جواب بدین میفهمم داستانمو می‌خونید یا ن
تا قسمت بعد خدافظظظظ






موضوع: Beautiful Love،

[ شنبه 27 مرداد 1397 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ røyã ]

[ نظر بدین!() ]